بیابان هوس

دلم بر لب ان طاقچه تب دار گذاشتم
احساسم در پهنه بی کران اسمان گم شد
بی تابم,میلرزد تنم
میرقصد دلم?
افسوس که نوایی برای رقص نیست
میتند عنکبوت هوس ,تار بر دلکاش دستی برمیکد .
در کور راه نامیدی نه دستیست و نه محبتی
در بیابان هوس گم شده ام
من مانده ام با لاشخورهای هوس
که چرخ می زنند به هواي لغزشي
تن من مي لرزد
ترس من مي ريزد ؟
من در بيابان هوس جا مانده ام
تن من لمس ، نگاه من گناه ، عشق تو گنگ
در اين وسوسه هاي س........
من گم شده ام
كاش نواي من را مي خواند
پاورقي
شر منده كه نمي تونم سر بزنم بعلت تغيير شغل متاسفانه نمي تونم
دختري كه براي بدست آوردن دلت تنش را به تو عرضه مي كند فاحشه نيست ، دختري كه براي به دنبال كشاندن تو تنش را از تو دريغ مي كند باكره نيست ،من به فاحشه بودن ذهن باكره ها و به بكره بودن ذهن فاحشها ايمان دارم
خوب نگاه كن ... مي بيني لعنتي ؟ اين ويرانكده آثار باستاني نيست اين منم